کلبه ی تنهایی من
درباره وبلاگ


گاهی گمان نمیکنی ولی می شود ! گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود ! گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ! گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست ! گاهی تمام شهر گدای تو می شود ! گاهی بساط عشق خودش جور می شود ! گاهی به صد مقدمه ناجور می شود !

پيوندها
خرید عینک آفتابی
...::: پیکووال :::...
حرف دلتو بگو راست راست
دانلود آهنگ جدید

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان کلبه ی تنهایی من و آدرس looveely.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.










نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته : 33
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 36433
تعداد مطالب : 31
تعداد نظرات : 111
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


چت روم
نويسندگان
فرشته

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
جمعه 29 اسفند 1393برچسب:, :: 1:55 :: نويسنده : فرشته

به من برگردون اون روزو كه با تو زندگي خوب بود

به شوق ديدنت هر دم تو دل بدجوري آشوب بود 

به من برگردون اون روزو ، شب و از بين ماه بردار

يه كاري كن كه برگرده گذشته هاي بي تكرار 

كه من جا مونده ام انگار تو اون روزها و لحظه ها

با اين من آشنا نيستم من انگار مرده ام سالها 

منو برگردون از گريه به خنده هاي بي وقفه

وجودم يخ زده از غم ، غمت طوفاني از برفه 

به من برگردون احساسي كه آرومم كنه بازم

وگرنه من بدون تو با دلتنگي نمي سازم  

ميام پيش تو كه رفتي حالا كه سرد و غمگينم

تو هم برگردون آغوشت كه من محتاج تسكينم 

به من برگردون حسي كه گرفتي از دلم ناگه

دارم شك مي كنم حتي ما با هم بوده ايم يا نه 

يه كاري كن منه مرده دوباره زنده شم در تو

عزيزم كار سختي نيست فقط يك لحظه پيدا شو

 
شنبه 2 اسفند 1393برچسب:, :: 1:48 :: نويسنده : فرشته

عــشــقــم

رفــــــــــــــــــــــــــــــت

داداشم

رفـــــــــــــــــــــــــــــت

خـــــــــــــــــودم مونـــدمو تنــــــهایـــیــــام

 
یک شنبه 6 مهر 1393برچسب:, :: 14:38 :: نويسنده : فرشته

خمـــــر مـــن و خمـــــار مـــن بــــاغ مـــن و بهـــار مــــن
خـــواب مـــن و خمــــار مــــن بــی تـو بســر ن می شود
جـــاه و جلال مــن تـــویی ملکت و مــــال مـــن تـویی
آب زلال مــــن تــــویی بــــی تــــو بســــر نمی شـود
گـــــاه ســــوی وفــــا روی گــــاه ســوی جفــــا روی
آن منــی کـــجا روی بـــی تــــو بســـــر نمی شـــود
دل بنهنـــد بــــر کنـــی تـــوبـــــه کــننـــــد بشــکنــی
ایــن همــه خــود تـــو میکنی بــی تو بســر نمی شــود

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــــود
داغ تـــــو دارد ایــــن دلـــــم جــــای دگـــــــر نمــــی شـــود
دیـــده عقــــل مســـت تــــو چـرخــــه چـــرخ پســـت تــــو
گــــوش طـــرب بــــه دســت تــــو بــی تـــو بســـر نمی شود
جـــان ز تــــو جــوش مـــی کند دل ز تـــو نـوش می کند
عقـــل خـــــروش مــــی کنــد بـــی تــــــو بســـر نمـی شــود

 

اگه اینو خوندی حتما واسم نظر بذار

اخه هر جوری میگردم پیدات نمیکنم

شاید توام مثل من از محیط مجازی فاصله گرفتی..ولی بدجوووور به مشاورت احتیاج دارم...

 

 
پنج شنبه 27 تير 1392برچسب:, :: 1:25 :: نويسنده : فرشته

ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه !
اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی
اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه …
میشد مغــــــــز !
دلـــــه ..
نمی فهمــــــه … !
خواستم اطلاع بدم…

 
چهار شنبه 25 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 14:23 :: نويسنده : فرشته

و هيچـکــَس نفهميد



که خـــُدا هَــم



تنهايي اش را فريــآد ميزَنــَد ،



"قـُل هـو الله احـد" !!!

 
چهار شنبه 28 فروردين 1392برچسب:, :: 15:52 :: نويسنده : فرشته
در مكه رفتم خیال كردم دیگر تمام گناهانم پاك شده است غافل از اینكه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درسهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
در مكه دیدم خدا چند سالیست كه از شهر رفته و انسانها به دور خودیش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم

«حسین پناهی»


 
سه شنبه 27 فروردين 1392برچسب:, :: 22:32 :: نويسنده : فرشته

خنده تلخ آدمها همیشه از دل خوشی نیست
گاهی شکستن یک دل کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل انقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده ام گاهی چقدر غم میاره

 
سه شنبه 20 فروردين 1392برچسب:, :: 23:8 :: نويسنده : فرشته


باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛ هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را … روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ، روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که عاشق دیگری می شود!

 
جمعه 9 فروردين 1392برچسب:, :: 14:51 :: نويسنده : فرشته


اگر اهالی روستا به تنهایی آدمها

به قدر جان گوسفندی اهمیت میدادند

چوپان بیچاره هیچوقت دروغ نمیگفت ..


 
جمعه 9 فروردين 1392برچسب:, :: 14:32 :: نويسنده : فرشته

ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺖ ”

ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺗﻨﮓ ﺷﻮﺩ ..

ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ..

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ..

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺑﺮﯾﺰﯼ ..

 
پنج شنبه 8 فروردين 1392برچسب:, :: 14:57 :: نويسنده : فرشته

سلام

آقا عصبیم

آقا من پیج رنگ گوگل نمیخوام

آقا من افزایش رتبه نمیخوام

آقا محمد  مهناز  خانوم ولم کنید تو رو خدا....پیام تبلیغاتی ندید ای خداااااااااا...

 
سه شنبه 6 فروردين 1392برچسب:, :: 19:9 :: نويسنده : فرشته

 

دیشب ناگهان خدا در گوشم گفت:

تو را چه به عشق؟

گفتم چرا؟

گفت : تو در خوابی و شقت در آغوش دیگری؟

گفتم :خدایا این مخلوق توست

شاید تو خوابی و خبر از رسم دنیا نداری!!

 
یک شنبه 27 اسفند 1391برچسب:, :: 1:3 :: نويسنده : فرشته

مرسی که هستی و هستی رو با بودنت رنگ میزنی

یه سال دیگه هم گذشت

بهترین پناهم بودی..بهترین هم زبون..بهترین همدم..

دوستت دارم ی دوست داشتن پاک

تولد دوبارمون مبارک




 
جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 15:58 :: نويسنده : فرشته

 

از تمام داشته هایت که به آن می بالى خدا را جدا کن بعد ببین چه دارى ؟

به همه کمبودهایت که از آن می نالى خدا را بیفزا و ببین دیگر چه کم دارى ؟

 
جمعه 11 اسفند 1391برچسب:, :: 16:34 :: نويسنده : فرشته

 پروردگارا

به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند ، گریه کنم برای کسانی

که هیچگاه غم من را نخوردند ، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم

ننواخنتند و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند . . .

 
پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:, :: 20:13 :: نويسنده : فرشته

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭقتی ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ...
ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ
ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟
ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ...
... ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟ ...
ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ ...
ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...
ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ...
ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟
ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ...
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ ...
ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ
ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ ...
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ ♥
پ.ن بچه ها من یه مدت اصلا قدر مامانمو ندونستم  خیلی بد آوردم..خدا یه جورایی ازم رو برگردوند...اما حالا تازه فهمیدم مادر شدن چیه...حالا که خیلی اذیت ها رو نباید میکردم و کردم...
مامانمو خیلی اذیت کردم
واسه خاطر من خیلی غصه خورد
خیلی
کاش خدا منو ببخشه ولی الان قدرشو میدونم

 
دو شنبه 30 بهمن 1391برچسب:, :: 1:33 :: نويسنده : فرشته

بیخودی پرسه زدیم ، صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود
ما خدا را با خود سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم
ما بهم بد کردیم ، ما بهم بد گفتیم
ما حقیقت را زیر پا له کردیم و چقدر حظ کردیم که زرنگی کردیم
روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم : ما که را گول زدیم ؟   دکتر علی شریعتی

 
جمعه 27 بهمن 1391برچسب:, :: 18:11 :: نويسنده : فرشته

امروز از اون روزات که از خودم خسته ام..

از کارای دوباره..از اشتباهاتی که هر چند وقت یک بار تکرارشون میکنم

ای خدا...مگه من بهت قول ندادم؟ چرا باز اینجوری شدم؟

مگه من واسش قسک نخوردم؟چرا زدم زیر قسمم؟ خدایا داری با من چیکار میکنی؟

چرا اینقدر کثیف شدم؟خدا جون من همون فرشته قبلی رو میخوام...خدا خسته شدم از این همه استباه..خدا نمیخواستم ولی بازم تکرار شد..خدا منو ببخش..از هیچ کس بابت این کارا معذرت نخواستم..اما از تو معذرت میخوام..خدایا خیلی خسته ام..دنیام داره میره رو به سیاهی..بازم فکر و خیال...بازم ناراحتی...بازم غم..آخه خدا این غم لعنتی چرا دست از سرم بر نمیداره؟ یه عزیزی میگفت اینا همه اش امتحانه. خدا فرق بین امتحانات و مصلحتت رو نمیدونم چیه؟ تا میرم حس کنم شاید مصلحت خداییه که این اتفاق داره می افته میفهمم تو یه امتحان بودم که بازم تجدید شدم..خدایا  دیگه هیچ کسو ازت نمیخوام...خودمو ازت میخوام...یه فرشته ای که دیگه خطا نکنه..باقیش با خودت..هرچی خواستی بهم بده....دو دستی میگیرمش خدا...خداجون اینقدر عذابم نده...یه کم با من مدارا کن...

پ.ن  خیلی تنهام و غمگین...

 
جمعه 27 بهمن 1391برچسب:, :: 17:26 :: نويسنده : فرشته

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه هر چیزی که میوفته رو زمین با یک فوت ضد عفونی‌ کنه !

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل اشغال!!!

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه با وجود این همه نداری و بیکاری و تورم, وقتی مهمون واسش میاد سعی کنه بهترین پذیرایی کنه و بهترین غذارو بزاره واسه مهمونش تا یه وقت جلوش شرمنده نشه.

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده؟ موبایلشو در بیاره و ساعت رو اعلام کنه!

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه اسم فیلمارو با شخصیت اصلیش صدا کنه!

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو کوچه و خیابون، یه تیکه نون رو زمین میبینه تو دلش بگه نعمت خداست و نتونه بی تفاوت از کنارش رد بشه و برداره بوسش کنه بذاره کنار یه درخت تا گنجیشک ها بیان بخورنش

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچال رو باز کنه توشو نگاه کنه بعد در ببنده و بره بخوابه!

 

 

 

فقط یه ایرانی میتونه 10 ساعت تمام از تاریخ و مردم و آب و هوای کشورش تعریف کنه که خارجیه واسش سوال پیش بیاد که پس چرا اومدی اینجا؟!

 

 

 

فقط یه ایرانی می تونه با هزار بدبختی کنکور ارشد شرکت کنه و قبول شه، بعد خانوادش بگن چون شهرستانه نمی خواد بری!

 

 

 

فقط یه منشی ایرونی میتونه خودشو از دکتر بیشتر بگیره!

 

 

 
چهار شنبه 18 بهمن 1391برچسب:, :: 18:48 :: نويسنده : فرشته


 

كــاش گاهي خدا
از پشتـــ ابرها می آمد
گوشمـــ را محكم ميگرفتـــ و داد ميزد:
آهــاي!بگيـــر بشين ! انقدر غر نزن! همينه كه هستـــ ...
بعد يه چشمكــ ميزد و تو گوشم ميگفتـــ:

غصه نخور همه چی درست میشه..

 

پاسخ یکی از بهترین دوستا و همدردهام



بارها گوشت را گرفته و غرغرهایت پایانی ندارد .. میدانی اصلا این مشکل آدمهاست نه خاص تو من .. این درد ماندگار خود بینیست و خود خواهی آدمها .. گوشت را سفت بپیچاند باز هم خواهی گفت آخ و این خود غری دیگر است .

خدایای گوشمان را نه .ولی دلمان را بپیچان سمت خودت .. درست همان سو که تو میخواهی همان جا که بوی نفسهایت فضایش را عطر آگین کرده . آری همان سمت نگاهت همان سو را میگویم .

 

 

 
پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:, :: 22:57 :: نويسنده : فرشته

بهترين دوران زندگيم همون دوراني بود كه "ی  من " ميذاشتي آخر اسمم و منو مال خودت ميكردي انگار دنيا مال من بود

 
چهار شنبه 4 بهمن 1391برچسب:, :: 14:12 :: نويسنده : فرشته

سلام با هم یه ک بخندیم...آخه من این روزا خیلی خوشحال و راحتم...

 

 

 

- اینایی که تا در می‌ زنن ، درو باز می‌ کنن ، هدفشون از در زدن چیه واقعا ؟!

 

 

حتی اگر از دوران مهد کودکتون چیشاتون ضعیف باشه

 

از نظر پدر و مادرتون این کامیوتر صاحاب مرده باعثشه !

 

 

تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان

 

در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استاد می گفتیم !

 

 

 

یارو اومده آدرس میپرسه یه ساعت توضیح دادم “سمت راست فلان جا

 

خدافظی کرد رفت سمت چپ Description: http://www.jazzaab.ir/upload/4/0.933374001339231574_jazzaab_ir.gif

 

 

ترسناک ترین سوال : آخرین نفر کی دستشویی رفته !؟

 

 

 

از سرگرمی های ما دهه هفتادیا بالا رفتن از رختخواب ها بود!!
خدا میدونه چند بار رختخوابها ریزش کردن و موندیم زیر!!
لذت صعود از این رختخوابها برابری میکرد با صعود به قله دماوند!!
چه کنیم تفریح نداشتیم که….

 

 

۹۰% وقت درس خوندن من هنگام نیگا کردن به این که
چقد مونده جزوه تموم شه” تلف میشه

 



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 2 بهمن 1391برچسب:, :: 22:35 :: نويسنده : فرشته

پروردگارا...ادم هایت موجودات عجیبی هستند...

هیچ کس صادق نیست...هیچ کس ساده نیست...سیاست در این دنیا بیداد میکنند...

هرکه میرسد سعی دارد درس ساده نبودن یادم دهد...

خدایا ترسیده ام...نمیتوانم در میانشان زندگی کنم...

من چیزی از سیاست هایشان بلد نیستم!!!

دوستشان دارم ...دوستم ندارند...

حرف هایم را جور دیگری میشنوند...منظورم را درک نمیکنند...

به خاطر خودم دوستم ندارند....برای وجودم ارزش قائل نیستند...

بر موفقیتم...بر زیباییم... بر خنده هایم...بر شادی هایم حسادت میورزند...

خداوندا احساس خفگی میکنم میان ادم هایت....

تنهایی را دوست تر میدارم از بودن با انسان نماهایی که

از پشت به روح و جسم ساده ام خنجر زهرالود میزنند....

تنهایی را دوست تر میدارم....این تراژدی تلخ را زودتر تمام کن...خسته ام..

 
جمعه 29 دی 1391برچسب:, :: 19:36 :: نويسنده : فرشته

 کلافه نشین،

اگه یکی نگرانتون میشه کلافه نشین

اگه همش حواسش به شماس، اگه زیادی مواظبتونه ....

کــــلـــــــــــافــــــــــه نشین  

قدر بدونین...!!‏

 
جمعه 15 دی 1391برچسب:, :: 22:31 :: نويسنده : فرشته

یـه آدمـایـی هسـتـن کـه همـــیــشــــه بـــــــــا حــوصـلـه جـواب اس ام اســاتـو مـیـدن…
هـروقـت ازشـون بـپـرسـی چـطـوری؟ مـیـگـن خـوبـم..
وقـتـی مـیـبـیـنـن یـه گـنجـشـک داره رو زمـیـن دنـبـال غـذا مـیـگـرده,
راهـشـون رو کـج مـیـکـنـن از یـه طـرف دیـگـه مـیـرن کــــــــه اون نـپـره…
هـمیـنـایـی کــه تـو ســرمــا اگــه یـخ هــــم بـزنـن, دسـتـتـو ول نـمـیـکـنـن بـــــزارن تو جــیـبشـون…

اونـــــــایـــــی که تو تـــــلـــفن یهـویـی سـاکـت مـیـشن
اونـــــــایـــــی که همیــــــــشه میخندن
اینایی که تو چــلــه زمستــون پیشــنـهــــــــــاد بســـــتـنی خــــوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
ایـــنا فـــــــــــرشـــــــتـــــــــه انـــــــــــــد …

 

 

 

 

 

 
چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب:, :: 15:0 :: نويسنده : فرشته

امشب دوباره زانوانم را سست ، حس میکنم

  و این فرزند آدم را عاشـقــی وارسته و مجنونی غرق شده در خـــــــــدا میبینم
 همهی وجودم تسبیح خدا دارد و بند بند تنم به نماز ایستاده است
 چشمانم خیس بارش باران شده و دلم ارامش دریا دارد
 من اسیر همین نماز آدمم
 در بند همین قنوت بی ادعا
 همین ســجود با محتوا
 من خـــــــــــــــمارم بر این راز و نیــاز
 و مســتــم در عشق خدا
 

 

 
پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:, :: 23:19 :: نويسنده : فرشته

ســلام...

به خاطر یه نـــــازنــیــــن کــل وبلاگ میخواد تغییر کنه....

اگه دوسـت دارید با موضـوع خاصـی تو وبــــلـاگ صحــبت بــشه نــظر بدید..

قبلنا فقط احـــــــــســـــــــاس خودمـو مینوشتم

یه روز شـــــــــاد بودم و یه روز غــمـــــگــیــن که تو این چند ماه اخیر اکثرا غمگین بودم...

حالا اونم فقط واسه خاطر یه عشق کلشو میخوام تغییر بدم...

شرمنده اگه این کار بعضی ها که مطالب رو دوست داشتن رو ناراحت میکنه..

منتظر نظرهاتون هستم.

 
دو شنبه 10 مهر 1391برچسب:, :: 15:18 :: نويسنده : فرشته

این روزا مردم یه جوری زیر آبی میرن که

دلت میخواهد بهشون بگی

من نگاه نمیکنم بیا بالا یک نفسی بکش..خفه نشی؟

 

 
دو شنبه 10 مهر 1391برچسب:, :: 15:13 :: نويسنده : فرشته

كاشوقتـــــاي تنهايـــي
يكياز تو سايه مي اومد و مثل پسرخاله ميگفت:
نونبگـــيرم؟
نفتبيـــارم؟
دلتگرفــته؟
... ...
ميگفتم آره...

بعدفقط ميشست كنارمُ سكوت ميكرد...
ميگفـــتبه درك كــه رفته ...
منهم مثل كــلــاه قرمـــــزي سـرمُ مــيذاشــتم رو زانــوش...
همــين،فقــط همــين..

 
شنبه 27 اسفند 1390برچسب:, :: 14:19 :: نويسنده : فرشته

سلام دوستان ..

شرمنده  دیر آپ میکنم آخه اصلا فرصت نمیشه بیام نت.... یه دنبا شرمنــــــــــــــــــــده

راستـــــــــــــــــی  امـــــــــــروز یکی از بهترین روزهای زندگیمه...

امروز تولد آشنایی با یه فرشته است.. یه فرشــــــــــته ی واقعـــــــــی .. که دنیا با اون یه جور دیگه است.... امیدوارم خدا هیچ وقت اونو ازم نگیره.. با اون فرشته بود که دنیا واسم قشنگتر شد.. فرشته ی زمینی من تولد آشناییمون رو بهت تبریک میگم...

Je t'aime.

 

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد